هلیاهلیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 14 روز سن داره

هلیا - الهه خورشید

هلیا و بابا محسن (نوشته نادر ابراهیمی درباره هلیا - ادامه مطلب)

  بخواب هلیا بخواب هلیا ، دیر است. دود دیدگانت را آزار می دهد. دیگر نگاه هیچ کس بخار پنجره ات را پاک نخواهد کرد. دیگر هیچ کس از خیابان خالی کنار خانۀ تو نخواهد گذشت. چشمان تو چه دارد که به شب بگوید؟ سگ ها رویای عابری را که از آن سوی باغ های نارنج می گذرد پاره می کند. شب از من خالی ست هلیا. عابر در جستجوی پاره های یک رویا ذهن فرسوده اش را می کاود. قماربازها تا صبح بیدار خواهند نشست، و دود، دیدگانت را آزار خواهد داد. آنها که تا صبح بیدار می نشینند ستایشگران بیداری نیستند. رهگذر، پاره های تصورش را نمی یابد و به خود می گوید که به همه چیز می شود اندیشید، و سگ ها را نفرین می کند. نفرین، پیام آور درماندگی است و دشنام برای او...
3 ارديبهشت 1391

نام هلیا چگونه در ایران ساخته شد - به ادامه مطلب رجوع کنید

«هلیا»، اسمی كه نادر ابراهیمی آن را ساخت هلیا اسمی كه برای نخستین بار در ایران به وسیله نادر ابراهیمی، در كتاب بار دیگر شهری كه دوست می داشتم به كار رفت، ساخته خلاقیت نویسنده آن است، ریشه تاریخی ندارد و با این حال میان مردم، به عنوان اسمی زنانه، رواج یافته است. نادر ابراهیمی، كه در سال های اخیر به دلیل بیماری، خانه نشین شده است، نام هلیا را سال ها پیش، در مسافرتی از تهران به اصفهان خلق كرد. فرزانه منصوری، همسر نادر ابراهیمی درباره چگونگی شكلگیری این اسم زنانه در ذهن نویسنده رمان آتش بدون دود، گفت: سال ها پیش، نادر ابراهیمی در حالی كه با اتوبوس از تهران به اصفهان سفر می كرد، شروع به بازی و در هم ریختن واژه الهی ...
3 ارديبهشت 1391